بایگانی دسته بندی ها: ادبی

واحه ای در لحظه

به سراغ من اگر مي آييد، پشت هيچستانم. پشت هيچستان جايي است. پشت هيچستان رگ هاي هوا، پر قاصدهايي است كه خبر مي آرند، از گل واشده دور ترين بوته خاك. روي شن ها هم، نقش هاي سم اسبان سواران … ادامه‌ی خواندن

امتیاز بدهید:

نوشته‌شده در ادبی | دیدگاهی بنویسید